دنیای موسیقی درمانی
دنیای موسیقی درمانی
موسیقی برای زندگی بهتر

عکس نوشته های دنیای موسیقی درمانی

عکس نوشته های تاثیرگذار و انگیزشی دنیای موسیقی درمانی

5 دلیل برای لزوم جلوگیری از تن شرمی | شرم از بدن

5 دلیل برای لزوم جلوگیری از تن شرمی | شرم از بدن

به نظر می رسد که در فرهنگ امروزی ما، افراد بسیار زیادی ایده تن شرمی را تحمل کرده یا حتی از آن آسیب های شدید می بینند.

اگر به یوتیوب یا گوگل بروید و به سادگی کلمات «شرم از بدن» یا «شرم از چاقی» را تایپ کنید، نتایج زیادی ظاهر می‌شود. البته بسیاری از این افراد علیه عادت وحشتناک تن شرمی صحبت می کنند، اما به نظر می رسد ویدیوها و مقالات دیگری هم وجود دارند که این نوع رفتار مخرب را ترویج می کنند. گفتن این جمله که کسی خیلی چاق یا لاغر به نظر می رسد می تواند منجر به افت اعتماد به نفس در فرد شده و یا حتی باعث شود که به خودش آسیب برساند.

با ظهور رسانه های اجتماعی، مردم می توانند تصاویر یا ویدیوهای خود را هرطور که می خواهند و در سریع ترین زمان ممکن ارسال کنند. این امر ناگزیر منجر به نظرات مثبت و منفی از طرف دیگران می شود، اما کلمات آزاردهنده می توانند آسیب بیشتری از آنچه فکر می کنید را ایجاد کنند. با افزایش آزار و اذیت سایبری تقریباً در هر بخش از جهان، وظیفه ما این است که به عنوان یک قبیله متحد گرد هم آییم، نه اینکه بر سر عقاید خودپسندانه خود اختلاف نظر داشته باشیم.

 

 

در زیر 5 دلیل وجود دارد که چرا ما به عنوان یک جامعه باید برای همیشه از تن شرمی دست برداریم:

به هر شکلی، تن شرمی به سادگی می تواند مشکل بزرگی باشد. اگر زمانی که دیگران شما را بر طبق وزن، قد، شکل بینی یا هر ویژگی ظاهری دیگری که دارید صدا می زنند، احساس خوبی به شما دست نمی دهد، پس طبیعتا انجام این رفتار نسبت به دیگران، در آن ها هم بدترین احساس دنیا را بوجود می آورد.

 

1. تن شرمی مطلقاً هیچ چیز مثبتی برای خود فرد یا دیگران ندارد.

آیا می توانید به یک چیز خوب فکر کنید که از سرکوب کردن دیگران حاصل می شود؟ به هیچ عنوان نمی توانید. با نامیدن فردی چاق، خیلی لاغر، زشت، درشت یا هر صفت منفی دیگری، فقط بین شما و افراد دیگر خصومت و ناراحتی ایجاد می شود. آزار و اذیت و دشمنی هرگز هیچ مشکلی را حل نمی کند یا افراد را به تغییر سبک زندگی دعوت نمی کند، بنابراین باید رویکرد متفاوتی را بررسی کنید. اما اگر واقعا نگران سلامتی کسی هستید، به هر حال، حق و وظیفه دارید که در مورد آن با او صحبت کنید.

با این حال، می‌توانید نگرانی‌های خود را بدون اینکه سرد، بی‌درایت یا کاملاً مشمئزکننده به نظر بیایید، بیان کنید. می‌توانید تغییرات خاصی در سبک زندگی، مانند بهتر غذا خوردن یا ورزش بیشتر، با تاکید بر احساس بهتر فرد، نه کاهش یا افزایش وزن را به او پیشنهاد دهید. به هر حال، بهترین معیار سلامتی از احساس ما ناشی می شود.

اگر به کسی بگوییم که در لباس‌هایش وحشتناک و مضحک به نظر می‌رسد یا اینکه باید 20 کیلو وزن کم کند، چیزی جز ناامنی جسمی و روحی را برای او به ارمغان نمی آوریم. افراد را با رفتاری مانند یک فرد دلسوز که می خواهد پیشرفت آنها را ببیند بالا بکشید، نه اینکه با اشاره به تمام عیب هایشان آنها را پایین بیاورید.

 

مراقب بدن خود باشید و بابتش سپاسگزار. این تنها جایی است که باید در آن زندگی کنید.

 

همچنین بخوانید: تن شرمی یا شرم از بدن چیست و چگونه می توان از آن رهایی یافت؟

 

2. شرم از بدن افراد را بیشتر از هم جدا می کند.

اگر با کسی رابطه دوستانه دارید یا می‌خواهید با کسی دوست شوید، تن شرمی راهی مطمئن برای تبدیل او به دشمن است. ما در حال حاضر به اندازه کافی در جهان خود تقسیمات و طبقات مختلف داریم که دیگر نیازی به این نداشته باشیم که افرادی با ایگوهای خارج از کنترل به ما بگویند که چگونه باید زندگی کنیم. با ظهور رسانه‌های اجتماعی و رسانه‌های خبری، مردم به دلیل ظاهر یا لباس‌هایشان مدام مورد انتقاد قرار می‌گیرند، اما این رویکرد باید هرچه سریعتر تغییر کند. اگر این روند بر اساس اخبار هیجان‌زده و عناوین کم عمق اجرا شود، یک جامعه فوق‌العاده سطحی و بیهوده ایجاد کرده که می‌تواند کاملاً دوستی‌ها را بین مردم از بین ببرد. چه کسی را بشناسید چه نه، این وظیفه یا جایگاه شما نیست که بخواهید بدن و وضعیت اندام کسی را بررسی کنید.

به احتمال خیلی زیاد، اگر کسی نیاز به کاهش یا افزایش وزن دارد، خودش از قبل این را می داند و اشاره مجدد به آن، هیچ چیز جدیدی برای او نخواهد داشت. فقط از آنها حمایت کنید و اگر کمکی خواستند دست یاری به سمتشان دراز کنید. آزار و اذیت و رویارویی باعث جدایی می شود، در حالی که تعریف و تمجید و حمایت جامعه را می سازد.

 

3. در واقع می تواند زندگی یک نفر را با افراط در آن نابود کند.

شرمساری مکرر یک نفر می تواند عزت نفس او را کاملاً از بین ببرد و باعث شود احساس کند که هیچ ارزش یا هدفی در این دنیا ندارد. البته، هرکسی خودش می‌تواند انتخاب کند که نظرات دیگران بر او تأثیر بگذارد یا نه، اما در هر صورت برخورد با منفی‌گرایی دائمی می‌تواند در نهایت برای هرکسی آسیب‌زا باشد. اگر کسی شروع به گرسنگی و زجر کشیدن کند، یا در نهایت به خاطر چیزی که به او گفتید، به خود آسیبی زده یا جان خود را از دست بدهد، چه احساسی خواهید داشت؟ کلمات شما قدرتمند هستند و مردم به اشتباه، طبق نظرات شما و چیزهایی که می گویید فکر و عمل می کنند. کلمات می توانند به مردم صدمه زده یا آن ها را شفا و نجات دهند، و شما این قدرت را در دستان خود دارید.

کودکان خردسال و نوجوانان بسیار بیشتر در برابر آزار و اذیت آسیب‌پذیر هستند و همیشه داستان‌هایی از خودکشی نوجوانانی می‌شنوید که به دلیل همجنس‌بازی، تراجنسیتی، چاقی، لاغری و غیره مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. انتخاب کنید که آزار دهنده نباشید، شاید بتوانید جان کسی را نجات دهید!

 

4. تن شرمی می تواند منجر به اختلالات خوردن شود.

برای افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند، شنیدن اینکه چقدر چاق یا لاغر هستند می تواند باعث ایجاد اختلالات خوردن شود. اختلالات خوردن، به ویژه بی اشتهایی، بالاترین میزان مرگ و میر را در بین هر بیماری روانی در جهان دارد. ما نیازی نداریم که هر چیزی را که یک نفر می خورد مورد انتقاد یا نظارت قرار دهیم و مدام به خاطر وزنش به او حمله کنیم. اختلالات خوردن شرایطی جدی هستند و شرم از بدن به راحتی می تواند باعث عود مجدد بی اشتهایی یا پرخوری عصبی در افرادی که در حال بهبودی هستند شود. اختلالات خوردن هرگز واقعاً از بین نمی روند و فقط با گذشت زمان مدیریت آنها آسان تر می شود. اگر فردی مبتلا به اختلال خوردن را می شناسید، به جای اینکه درگیر تن شرمی اش کنید، با او همدردی کرده و حمایتش کنید.

 

بهترین چیزی که می تواند در یک بدن وجود داشته باشد فقط یک ذهن آرام است!

 

5. جامعه سطحی و ظاهری را تداوم می بخشد.

چرا در جوامع ما اینقدر مهم است که مردم چه شکلی هستند؟ کسی منکر آراستگی ظاهری نمی شود ولی واقعا اینکه مردم چه شکل و ظاهری داشته باشند هیچ اهمیتی ندارد. چرا که در زیر این کت و شلوارها و پوستی موقت که به ما قرض داده شده، همه ما روح هایی باورنکردنی داریم که از یک منبع نور سرچشمه می گیرند. همه ما یک خانواده هستیم، بنابراین باید مانند آن رفتار کنیم. چاق، لاغر، سیاه، سفید، مسلمان، مسیحی.. اصلا ملاک نبوده و اهمیتی ندارد. همه اینها صرفاً برچسب‌هایی هستند که ما در این زندگی به خودمان می‌زنیم و این توانایی را داریم که از همه برچسب‌ها عبور کنیم و دنیایی بسیار معنادارتر و دلسوزانه‌تر بسازیم. سعی کنید همه را به عنوان نوری ببینید که از درونشان می تابد، نه فقط از شکل و رنگ پوستشان.

 

 

 

منبع